بسم الله الرحمن الرحیم

        معاویه درترازوی قضاوت:

حقیقتاً تنها یکی ازاین گواهی ها برای درهم شکستن منزلت این مرد،و سقوط او به پایین ترین حدّ رذالت کافی است،چه رسد به تمام آنها! زیرا این سخنان نه تنها از بزرگان صحابه- که اهل سنت

همه ی آنها را عادل میدانند- صادر شده که در تقوا و مصون بودن آنها از خطای گفتار و کردار احدی شک ندارد،به ویژه که در میان این گواهی ها،گواهی امام معصوم و خلیفه ی برحق وجود دارد،کسی که به تصریح قرآن از تمام پلیدی ها پاک و منزه است،و حق همواره بر محور اوست،همیشه همراه قرآن و قرآن همواره همراه اوست و ازهم جدا نخواهند شد تا بر حوض کوثر وارد شوند.و مقدمِ برتمام آنها،گواهی هایی است که ازپیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)درباره ی او ذکر کردیم.

بنابراین با عنایت به جمع بندی گواهی های بزرگان گذشتگان،بدون هیچ گونه تحریف  تغییری از

ناحیه ی ما،معاویه به تصریح سخنان ایشان محکوم است به:

1-   انسانی کوردل،بدون راهنما و دلیل،و مطیع هوای نفس خود است.

2-   پیشوای او ضلالت و گمراهی است،و او پیرو آن است.

3-   فسادها و فتنه های او کمتر ازفسادهای خاندان مشرک و کافرش نیست.

4-   بازگشت و سرانجام او جهنّم است،و اقامتگاه او آتش.

5-   ملعون فرزند ملعون،زنا کار فرزند زنا کار،منافق فرزند منافق،آزاد شده فرزند آزاد شده،بت فرزند بت،بد خوی منافق،بر دلش پرده افکنده شده(و حقایق را درک نمی کند)،کم عقل،و ترسوی پست است.

6-   با شتاب به سوی گمراهی روان است،و در بیابان ضلالت سرگردان.

7-   شدیداً به بدعت ها و ضلالت های پیشینیان پایبند است.

8-   نه اهل قرآن است و نه داوری آن را خواهان.

9-   به سوی خسران ومنزلگاه کفر،روان است.

10-          ذات پلیدش او را درشر و فساد افکنده،و متوّهرانه و بدون اندیشه به سوی ضلالت و گمراهی رانده،و به مواطن هلاکت انداخته،و راههای نجات را براو بسته است.

11-          او مردم را خوار شمرد،و حق را پایمال کرد.

12-          فاسقی بی آبرو و پرده دریده است که هر بزرگواری از مجالست با او ننگ دارد،و هرصاحب عقلی با همنشینی او نادان شمرده می شود.

13-          فرزند هند جگرخوار،دروغگوی ظالم،پیشوای رذالت،و دشمن پیامبراست.

14-          همواره دشمن خدا و  سنت و قرآن و مسلمانان بوده،و پیشوای بدعت گذاران است.

15-          مرد بدعت ها که همه در شرّ طغیان او در هراس بودند،و برای اسلام همواره خطرناک و هراس انگیز بود.

16-          خیانتکار فاسقی که همانند شیطان از پیش رو و پشت سر و چپ و راست انسان می آید تا او را گمراه کند.

17-          خدا برای او هیچ سابقه ای دردین و هیچ گذشته ی راستینی دراسلام قرار نداد.

18-          پیمان شکنی که قرآن،کتاب خدا را پشت سرانداخت.

19-          در کودکی بدترین کودکان،و در بزرگسالی بدترین مردان بود.

20-          پشت و پناه منافقان بود.

21-          به اکراه و اجبار ایمان آورد،و با اختیار از آن خارج شد،از اول ایمانی نداشت،و نفاق او امر جدیدی نیست.

22-          همواره درجنگ با خدا و رسول،و حزبی از احزاب مشرکان،و دشمن خدا و پیامبر و مومنان بوده است.

23-          دروغگوترین و گمراه ترین مردم است،و دورترین فرد از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)ازنظر مقام و موقعیت می باشد.

24-          گمراه کننده ی ملعونی که هیچ امتیاز معلومی در دین و هیچ گونه ردّپای شایسته و قابل تحسینی در اسلام ندارد.

25-          علیه خدا و رسول به جنگ برخواست و دشمن آنها بود و به مسلمانان خیانت کرد و از مشرکان حمایت.

26-          زمانی خدا دینش را برتری داد و رسولش را نصرت عطا فرمود او اسلام آورد که به خدا سوگند از روی ترس بود نه از روی میل،و هنگامی که رسول خدا رحلت کرداو به دشمنی با مسلمانان و دوستی با مجرمان و جنایتکاران،معروف بود.

27-          اراده ی خاموشی نور خدا را داشت و حامی دشمنان خدا بود.

28-          عده ی بیشماری را گمراه کرد،آنها را به جهنم کشاند،و هنوز می کشاند،و ننگ ابدی برایشان باقی گذاشت.

29-          زمان اسلامش با زمان شرک و بت پرستی اش هیچ تفاوتی درتقوا و نیکی و پیروی از راه راست نداشت.

این است تصویر و نمای معاویه از دید بزرگان دین و صلحای بزرگوار اسلام،و برگی از تاریخ سیاه اوست.و جرایم و جنایات و مفاسدی که درباره ی او نقل شد مؤید این سخنان با ارزش است،و تک تک این مفاسد برهانی محکم برای سقوط او از مقام و منزلت صلحا است؛چرا که این اعمال تنها از روی بی اعتنایی به اوامر و نواهی خداوند و نادیده گرفتن حدّ و مرزهای دین و شریعت و دورشدن از سنّت خدا و تجاوز از حدود الهی نش‍‍ات می گیرد؛و من یتعدّ حدود الله فاولئک هم الظالمون(بقرة:229).و هرکس از حدود و مرزهای الهی تجاوز کند،ستمگر است.

اینک نمونه هایی از آنها را برمی شمریم:

                            معاویه و شرابخواری:

پیشوای حنبلی ها احمد بن حنبل در«مسند»(مسند احمد:347:5{6/476،ح 22432}).خود از عبدالله بن بریده نقل می کند:با پدرم نزد معاویه رفتیم،پس از خوردن غذا،شراب آوردند معاویه نوشید و به پدرم تعارف کرد.پدرم گفت:از زمانی که پیامبر(صلی الله علیه و آله) حرام کرده هنوز ننوشیده ام.

معاویه گفت:«کنت اجمل شباب قریش،و اجودهم ثغراً،و ما شیء کنت اجد له لذة کما کنت اجدة و انا شابّ،غیراللبن او انسان حسن الحدیث یحدثنی»من در جوانی از زیباترین جوانان قریش و با سعادت ترین آنها بودم و از هیچ چیزی به اندازه ی شیر و صحبت با انسان خوش سخن بیشتر لذت نمی بردم.

و معاویه در این گناه بزرگ شرابخواری،پیرو پدرش ابوسفیان است که او هم دائم الخمر بوده و شرابخواری از بارزترین گناهان و فجایع او بوده است.در حدیث ابومریم سلونی،شراب فروش طائف آمده است:ابوسفیان نزد او آمد و شراب نوشید و مست کرد و با سمیّه مادر زیاد بن ابیه زنا کرد.(شرح ابن ابی الحدید.70:4{16/187}العقد الفرید.3:3{5/5}).

بنابراین خانه ی معاویه از ابتدا دکّان شراب،و دکّه ی زنا،و منزل فحشاء و منکر بوده است،و شراب خواری سیره و شعار این خاندان بوده است،و هیچ پند و اندرزی در آنها اثر نکرد و از این سخن رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) :لعنت الخمر و شاربها،و ساقیها و بائعها و مبتاعها و حاملها و المحمولة و المحمولة الیه و عاصرها و معتصرها و آکل ثمنها(سنن ابی داود.161:2{3/326،ح 3674}؛سنن ابن ماجة 174:2{2/1122،ح 3380 و 3381}؛جامع ترمذی 167:1{3/589،ح 1295}).شراب، خورنده آن،ساقی آن،فروشنده آن،خریدار آن،حامل آن،آنکه برایش برده می شود،و آنکه خود آب انگور می گیرد(برای خود یا دیگری)،و آنکه گرفتن آب انگور را(برای خود یا دیگری)درخواست می کند،و آنکه پولش را مصرف می کند،همه را لعنت کردم.نه تنها جدا نیستند بلکه شایسته و اهل آنند.

و احادیث فراوان دیگری که پیرامون ترساندن و بیم دادن مردم از عذاب های شراب خواری وجود دارد،و معاویه و پدر و فرزندش آن را می نوشیدند و مشمول تمام این روایات هستند.

                 بدعت اذان درنماز عید فطر و قربان:

شافعی در کتاب«الامّ»(کتاب الامّ 208:1{1/235})از طریق زهری نقل کرده است:در زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) و ابوبکر و عمر و عثمان در نماز عید اذان گفته نشد،تا آنکه معاویه در شام آن را بدعت گزارد،و پس از آن حجّاج وقتی والی مدینه شد در مدینه آن را بدعت نهاد.

ابن حزم در کتاب«المحلّی»(المحلّی:82:5)می نویسد:دیر بیرون رفتن برای نماز عید،و مقدم کردن خطبه بر نماز،و اذان و اقامه در نماز عید را بدعت نهادند.

روایات بسیاری درباره ی نماز عید پیامبر(صلی الله علیه و آله)و کیفیت آن و اینکه حضرت آن را بدون اذان و اقامه انجام داده اند وجود دارد که نمونه هایی از را یاد آور می شویم:

از جابربن عبد الله نقل شده است:شهدت مع النبی (صلی الله علیه و آله)یوم العید فبدا بالصلاة قبل الخطبة بغیر اذان و لا اقامة...(صحیح بخاری به شکل خلاصه 111:2{1/332،ح 935}؛صحیح مسلم 18:3{2/248،ح 4،کتاب الصلاة العیدین).روز عید همراه پیامبر(صلی الله علیه و آله)بودم،او نماز را قبل از خطبه ها و بدون اذان و اقامه خواند.

از جابربن سمره نقل شده است:نماز عید را نه یک بار و دوبار،بلکه چندین مرتبه با پیامبر(صلی الله علیه و آله)بدون اذان و اقامه خواندیم(صحیح مسلم 29:3{2/285،ح 7}؛سنن ابی داود 179:1{1/298،ح 1148).

این شریعتی است که خداوند در نماز عید قرار داده و در زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله)بر همین اساس رفتار می شد.و در زمان خلفاء هم پیروی شد تا آنکه سرکرده ی نفاق آن بدعت قبیح را ایجاد کرد و چیزی که از دین نبود را در آن وارد کرد،و سرانجام او و بدعت او و هرکه به آن عمل کند به سوی آتش است،و امت به خاطر او در هنگامه ی حشر و قیامت روز سیاهی خواهد داشت آنگونه که در دنیا به خاطراو روزهای خونینی داشت؛پس این چه خلیفه ای است که درهر دو جهان امت را به بدبختی کشانده است؟

            جنایات معاویه در تاریخچه ی سیاه زندگیش:

اندکی از جنایات و فجایع بی شمار او که به شمارش نمی آیند،و ذکر همه ی اینها که چندین جلد کتاب خواهد شد،را به عنوان نمونه بر می شمریم:

یکی از آنها عادت او بر لعن مولا امیرالمومنین علی(علیه السلام)است،وی در قنوت نمازهایش او را لعن می کرد.- لعنت خدا بر این طور نماز خواندن-.و این کار را سنّتی جاری در خطبه های جمعه  و اعیاد قرار داد،و سنت پیامبر(صلی الله علیه و آله)را  که خطبه ها را بعد نماز می خواند،تغییر داد و پیش از نماز قرار داد تا مردم لعن علی(علیه السلام)را بشنوند،و همواره به کارگزارانش این بدعت ننگین را دستور می داد و مردم را به آن ترغیب می کرد،و کسانی که خودداری می کردند را توبیخ می کرد،و به سخن هیچ نصیحت کننده ای گوش نمی داد.

مسلم و ترمزی از عامربن سعد بن ابی وقاص نقل کرده اند:امر معاویة سعداً فقال:ما منعک ان تسبّ ابا تراب؟!فقال:امّا ما ذکرت ثلاثاً قالهنّ له رسول الله(صلی الله علیه و آله)فلن اسبّه،لان تکون لی واحدة منهنّ احبّ الیّ من حمرالنعم؛فذکر حدیث المنزلة،و الرایة،و المباهلة.(صحیح مسلم 120:7{5/23،ح 32،کتاب فضائل الصحابة}؛صحیح ترمزی 171:13{5/596،ح 3724)؛مستدرک حاکم 109:3{3/117،ح 4575}).(معاویه به سعد دستور داد علی(علیه السلام) را لعن کند و گفت:چرا ابوتراب را لعن نمی کنی؟گفت:مادامی که سه فضیلتی را که رسول الله(صلی الله علیه و آله)به او گفته- که اگر یکی از آنها را داشتم از شتران سرخ مو برایم محبوب تر بود- به یاد دارم،هرگز او را دشنام نخواهم داد.سپس حدیث منزلت،و پرچم روز خیبر،و مباهله را ذکر می کند.  

و صدها جنایت دیگر که همه ی آنها در کتب معتبر اهل سنت وجود دارد.جنایاتی که قابل توجیح نیست.کینه ای که او با امیرالمومنین علی(علیه السلام)داشت،وصف نشدنی است.

هدف مختصر گویی است.وگرنه حقایقی در مورد این موجود پلید می گفتم،که درگور خود بلرزد.

او فرزند همان هند جگر خوار است که سینه ی حمزه سید الشهداء را درید و جگرش را به دندان گرفت.پدر او ابوسفیان است که به زور اسلام آورد.و چیزی از اسلام نفهمید.او کسی است که چند نفر ادّعای پدر بودن او را کردند.خود او یزید ملعون را از راه نامشروع و زنا به وجود آورد.به بهانه ی انتقام خون عثمان با خلیفه ی وقت که امیرالمومنین (علیه السلام)بود،به جنگ برخاست در حالی که جنگ با او،جنگ با رسول خدا بود،بدعت های او از حد گذشته و جای توجیه را از بین برده است.برای نمونه:1- معاویه و ربا خواری(موطّا 59:2{2/634،ح33}؛السنن الکبری،نسائی 279:7{4/30،ح6164})2- معاویه نماز را در سفر تمام می خواند(مسند احمد{5/58،ح16415})3- نماز جمعه در روز چهارشنبه(ثمارالقلوب:521 و 522{ص 649 و 650،شماره ی 1094)4- بدعت جمع بین دو خواهر(الدرّ المنثور 137:2{2/477})5- بدعت معاویه در دیه(الدیات:50)6- ترک کردن تکبیرهای مستحبی نماز(الوسائل الی مسامرة الاوائل:15؛احمد در مسند{5/597،ح 19380 ازعمران این روایت را نقل می کند})7- نگفتن تلبیه به خاطر مخالفت با امیرالمومنین علی(علیه السلام)(السنن الکبری 253:5{2/419،ح 3993}؛السنن الکبری،بیهقی:113:5)8- بدعت مقدم کردن خطبه بر نماز عید(المصنّف{3/284،ح 5646})9- حدی از حدود خدا ترک شد(الاحکام السلطانیة:219{2/228}؛ تاریخ ابن کثیر136:8{8/145،حوادث سال 60هجری}؛محاضرة السکتواری:164)10- معاویه و پوشش حرام(سنن ابی داود 186:2{4/68،ح 4131}).

ما فقط 10 نمونه از بدعت ها و جنایات او را گفتیم،اگر کسی بخواهد همه ی آنها را فقط بشمارد،باید کتابی در این مورد بنویسد.

معاویه(لعنة الله علیه)حکومت را با حیله و رشوه و هزار جور پایمال کردن حق ها از دست فرزند ارشد امیرالمومنین(علیه السلام)و ذریه ی رسول الله(صلی الله علیه و آله)امام حسن(علیه السلام)درآورد او را مثل پدرش خانه نشین کرد و آخر او را به وسیله ی یک زن به شهادت رساند.و فرزند پست تر از خودش را به کرسی حکومت نشاند و شالوده فاجعه ی دردآور کربلا را ریخت.و باعث کشته شدن فرزند رسول خدا و اسیر کردن ناموس خدا شد. و حق اهل بیت نبی را که به خدا قسم حق آنان بود از آنان گرفت و به خاندان بنی امیه که به شجره ی ملعونه از آن تعبیر شده است،منتقل کرد.

در زمینه ی تاریخ سیاه زندگی معاویه از هرچه چشم پوشی کنیم نمی توانیم جنگ او با حضرت امیرالمومنین علی(علیه السلام)را که جنگ با خدا بود نادیده بگیریم.مگر نشنیده بود که من کنت مولاه فهذا علیّ مولاه،اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله. آیا معاویه امیرالمومنین علی(علیه السلام)را یاری کرد یا در صدد جنگ با او برآمد؟مگر این ملعون نشنیده بود که انی تارک فیکم الثقلین:کتاب الله و عترتی اهل بیتی،انهما لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض،فانظرونی بم تخلفونی فیهما.من در میان شما دو گوهر گرانبها به یادگار می گذارم:کتاب خدا و خویشان و اهل بیتم را،و این دو از هم جدا نمی شوند تا وقتی در قیامت در حوض کوثر بر من وارد شوند،پس نشانم دهید که با ایشان پس از من چگونه رفتار می کنید.این روایت را بیش از 110نفر از صحابی نقل کرده اند.دیدیم که معاویه چگونه به رسول الله(صلی الله علیه و آله)نشان داد.و در مورد امانت او چقدر امین بود.و ده ها دلیل دیگر که معاویه مصداق بارز آیه ی شریفه ی اولئک کالانعام بل هم اضل سبیلاً است.که از حیوانات وحشی هم پایین تر است.

تا همین جا کافی است که پلیدی این به ظاهر انسان مشخص شود.آتشی بود که شعله ور گردید و فرو نشست. اللهم عجل لولیک الفرج. یا علی.

                                                                     والحمدالله رب العالمین.