بسم الله الرحمن الرحیم

جواب سوالاتی که یکی از کاربران محترم در بخش نظران فرموده بودند.

سلام یکی از کاربران محترم سوالاتی در مباحث امامت کردند که چون در آرشیو نظرات نمیشد جواب داد، گفتیم که یک مقاله جداگانه بنویسیم تا راحت تر باشه. اول متن سوالات این کاربر محترم رو می ذارم و بعد نظرات خودم رو عرض می کنم و بعد قضاوت رو می ذارم برای بقیه.


«سلام
برادر اگه اجازه بدی مسائل رو یکی یک ی بحث کنیم که کاملا" رو موضوع تمرکز داشته باشیم نه به صورت کلی در رابطه با همه چیز حرف بزنیم پس من در رابطه با مقایسه نماز و اصل کلی امامت شما بحث می کنم


شما شيعيان قياس را قبول نداريد و در اصول كافي از امام صادق حديث داريد كه ابوحنيفه را لعن كرده به خاطر قياس كردنش و گفته كه دين با قياس به دست نيايد. ولي خودتان در اينجا دست به قياس مي زنيد و اصول مهم مذهب خود يعني امامت را با فرعي از فروع دين يعني تعداد ركعات نماز قياس مي كنيد


جالب است كه گاهي علماي شيعه مي گويند: ما در اصول عقايد قياس داريم و تنها در فروع ديني قياس را باطل مي دانيم ولي ناگهان مي بينيم كه در اينجا با فروع ديني نيز قياس مي كنند يعني تعداد ركعات نماز؛ پس نتيجه مي گيريم كه شيعه هرجا به نفع خودش باشد قياس مي كند.
از همه مهمتر اينكه اصول دين در جاي جاي قرآن به طور صريح و روشن و واضح بيان شده تا كسي بهانه اي نداشته باشد؛ اصولي چون توحيد و نبوت و معاد؛ ولي امامت كه از اصول بسيار مهم ديني نزد شيعيان است و حتي آنرا از نبوت هم بالاتر مي برند در قرآن بيان نشده و اين اصل مهم چه ربطي به تعداد ركعات نماز دارد؟


و همین طور در اصول کافی گفته شده قیاس کار ابلیسه این راببین
http://www.maarefislam.com/doreholomvamaarefislam/bookscontent/imamshenasi/imam16-17/imam%2016-24.htm
7-
الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمّدٍ عَنْ مُعَلّى بْنِ مُحَمّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيّ‏ٍ الْوَشّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي شَيْبَةَ الْخُرَاسَانِيّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللّهِ ع يَقُولُ إِنّ أَصْحَابَ الْمَقَايِيسِ طَلَبُوا الْعِلْمَ بِالْمَقَايِيسِ فَلَمْ تَزِدْهُمُ الْمَقَايِيسُ مِنَ الْحَقّ إِلّا بُعْداً وَ إِنّ دِينَ اللّهِ لَا يُصَابُ بِالْمَقَايِيسِ
امام صادق عليه السلام مى‏فرمود: قياس كنندگان علم را از راه قياس جستند و قياس جز دورى از حق بر آنها نيفزود، همانا دين خدا با قياس درست نمى‏شود.
توضيح: قياس يكى از ادله شرعيه است نزد ابوحنيفه و پيروانش فقها شيعه با استناد به احاديث اين باب قياس در احكام شرعى را ممنوع و قدغن دانسته‏ اند.
اصول کافي، ج1، ص:164، ح7»

این کاربر هست. حالا بنده هم نظرات خودم رو عرض می کنم.

ببینید کسی اینجا قیاس به اون معنایی که شما فکر می کنید نکرده. منظور ما از قیاس اینه که یه نفر با قیاس کردن یک مسأله ی شرعی،حکم به یه مسأله ی شرعی دیگه بده. مثلا بگه که چون شراب حرامه پس آبجو هم چون مست می کنه حرامه.

ما اینطور قیاس رو قبول نداریم و میگیم چنین استدلالی کافی نیست و اکثر اوقات غلط درمیاد. در ضمن با احتیاجی به چنین استدلالی نداریم ما می تونیم از روایات پیامبر و اهل بیتش(علیهم السلام) احکام رو استنباط کنیم. ولی کسانی که قیاس می کنن، هیچ دلیلی برای این کار ندارن، یعنی نه پیغمبر چنین چیزی فرموده و نه معصوم دیگه ای پس نمیشه بهش اطمینان کرد. این از بحث قیاس.

اما در مورد بحث خودمون: ما اینجا قیاس نکردیم فقط می خواستیم تقریب به ذهن بشه. یعنی اینکه میگن چرا اسم امام ها توی قرآن نیومده،میگیم حالا که مستقیما اسم مبارکشون نیومده نمیشه گفت پس درست نیست، مثل رکعات نماز و جزئیاتش، که توی قرآن نیومده، پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود که چطور نماز رو چطور بخونید، چند رکعت بخونید و.... فقط همین نه چیز دیگه. اینجا ما کجا قیاس کردیم؟ کجا حکم شرعی دادیم؟ فقط میخایم بگیم که اینکه اسمشون مستقیما توی قرآن نیومده دلیل بر باطل بودن اصل امامت نیست. فقط همین.

اصل امامت هم مثل توحید و نبوت و معاد، توی قرآن صراحتا در چند جا اومده. اما کلیات امامت. توی بحث معاد هم که جزئیات ذکر نشده. آیا صراحتا ذکر شده که معاد جسمانی یا روحانی؟؟؟ اگه گفته بود که این همه اختلاف تو این باب نمیشد. در مورد خودِ توحید هم جزئیات ذکر نشده. آیا علم خدا حضوریِ یا حصولی؟؟؟ و چیزهای دیگه. امامت هم همینطور.

خدا در سوره ی بقره به حضرت ابراهیم علیه السلام فرمود:اذ ابتلی ابراهیم بکلمات فاتمهن و قال انی جاعلک للناس اماما قال من ذریتی قال لا عهدی الظالمین. خب اینجا ماجرای امامت حضرت ابراهیم علیه السلام رو فرموده و گفته که امامت به ظالم ها نمیرسه.

 حالا بمونه که اهل سنت امامتِ برای ظالم رو هم درست می دونن، مثل یزید و معاویه که دیگه روی هرچه ظالمو سفید کرده بودن.  در جای دیگه ی قرآن اومده که وقتی ماجرای غدیر پیش اومد و پیامبر(صلی الله علیه و آله) حضرت امیرالمومنین(علیه السلام) رو به عنوان جانشین بعد از خودش منصوب کرد، آیه نازل شده که الآن این دین رو کامل کردم و راضی شدم که اسلام دین شما باشد. با ولایت و امامته که دین تموم میشه. حتی با نبوت هم دین کامل نیست.

این صراحت آیه ی قرآنه. الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت بکم الاسلام دینا. همه ی علمای شیعه و قریب به اتفاق علمای اهل سنت معتقدن که این آیه در روز غدیر نازل شده و در مورد ولایت حضرت علی امیرالمومنین(علیه السلام) است و نه کس دیگه.

امیدوارم که جواب سوالات خودتون رو گرفته باشید. واقعا خوشحال شدم که دین و اعتقادات برای شما مهمه و براش وقت می ذارید و از این جهت واقعا قابل تحسین هستید و باید بهتون گفت هزارآفرین. باتشکر. یاعلی

والحمدالله رب العالمین



ببینید ک