بسم الله الرحمن الرحیم

                    خلافت و جانشيني پيامبر حق كيست؟(1)

اول از همه بايد بدانيم كه خلافت انتصابي است يا انتخابي؟يعني جانشين پيامبر(صلي الله عليه و آله)را چه كسي بايد انتخاب كند؟خدا يا مردم؟ما در اول بحث به اين موضوع مي پردازيم.

خداوند در چندين جاي قرآن اين طور مسائل را به خودش مربوط مي كند و انتخاب را از طرف خداوند مي داند.ما به چند نمونه ي آن اشاره مي كنيم.

1-    قرآن مي فرمايد:اذ قال ربك للملائكه اني جاعل في الارض خليفه.(بقره،30)در اينجا وضع كردن خليفه را به خودش نسبت مي دهد و مي فرمايد كه من در زمين خليفه اي را قرار مي دهم.

2-    در رابطه با حضرت داود مي فرمايد:يا داود انا جعلناك خليفه في الارض.(سوره ی ص آیه ی26 )خداوند به دستور خداوند خليفه ي در زمين شد نه اينكه مردم او را براي اين كار قرار دهند.جالب اينكه قرطبي از شخصيت هاي برجسته و از مفسران بلند آواز اهل سنت در تفسيرش كه عصاره و چكيده ي تفاسير اهل سنت است مي گويد:هذه الآيه اصل في نصب امام و خليفه يسمع له و يطاع...ولا خلاف في وجوب ذلك بين الامه و لا بين الائمه.اين آيه خليفه قرار دادن حضرت آدم(عليه السلام) بر روي زمين اساس و معيار نصب خليفه اي است كه بايد از او اطاعت كرد... واين در ميان امت و پيشوايان اسلامي يك امر اجماعي و اتفاقي است.(تفسيرالقرطبي،ج1،ص264).

3-    حضرت موسي(عليه السلام)كه مي خواهد براي خودش خليفه و جانشين معين كند،به مردم نمي گويد كه من برادرم هارون را براي شما به عنوان خليفه معين كردم،بلكه به خداوند عرض مي كند:واجعل لي وزيرا من اهلي،هارون اخي،اشدد به ازري،و اشركه في امري.خدايا تو برادرم را به عنوان وزير و جانشين بعد از من قرار ده.(سوره ي طه،آيه ي 29-32).در جواب حضرت موسي(عليه السلام)هم خداوند فرمود:قال قد اوتيت سولك يا موسي.اي موسي ما درخواست تو را اجابت كرديم(و برادرت را به عنوان جانشينت انتخاب كرديم). (سوره ي طه،آيه ي 36).

4-    خداوند نبوت حضرت ابراهيم(عليه السلام)را به جعل خودش نسبت مي دهد.و وهبنا له اسحاق و يعقوب و كلا جعلنا نبيا. ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب را نبي قرار داديم.(سوره ي مريم،آيه ي49).

5-    در مورد امامت حضرت ابراهيم(عليه السلام)مي فرمايد:اني جاعلك للناس اماما.من تو را براي مردم امام قرار دادم.(سوره بقره،آيه ي 124).

6-    در سوره ي بقره،آيه ي 247 خداوند مي فرمايد:پيغمبرشان به آنان گفت:خداوند طالوت را براي شما پادشاه(و صاحب اختيار)قرار داده است...خداوند در اين آيه مي فرمايد كه جعل كردن كسي به عنوان پادشاهي و صاحب اختياري مردم به دست مردم نيست بلكه فقط خداوند بايد اين كار را انجام دهد.حتي پيغمبرشان هم در ميان آنها بود ولي گفت كه خداوند او را انتخاب كرده است چون خودش هم نمي تواند به اختيار خودش كسي را صاحب اختيار مردم قرار دهد.

تا اينجا آياتي را آوردم كه دلالت مي كند خداوند بايد صاحب اختيار و در بحث ما جانشين پيامبر را انتخاب كند.بنده چندين روايت را از كتب اهل سنت مي آورم كه جانشيني بايد به جعل خداوند باشد.

1-    در اوائل بعثت پيامبر(صلي الله عليه و آله)ايشان به اطراف مكه مي رود يا در خود مكه با قبائل بحث مي كند و آنها را به طرف خدا دعوت مي كند و سران قبائل هم براي پيامبر پيش شرط مي گذارند.مثلا ابن حبان-از استوانه هاي علمي اهل سنت-در كتاب الثقات از كتاب هاي رجالي معتبر اهل سنت مي گويد:پيامبر اكرم(صلي الله عليه و(آله) سلم)با قبيله ي بني عامر بحث كرد و آنها را به طرف خداوند و اسلام دعوت كرد و آنها گفتند:اگر ما آمديم از تو حمايت كرديم و تو بر مخالفين پيروز شدي و حكومت تشكيل دادي آيا خلافت و جانشيني بعد از خود را به ما محمول مي كني؟پيامبر اكرم(صلي الله عليه و(آله)سلم)فرمود:امر جانشيني من مربوط به من نيست و به دست خداوند است و هركس را بخواهد به عنوان جانشيني من معين مي كند.آنها گفتند:آيا بياييم حلقوممان را در برابر شمشير عرب قرار دهيم و وقتي پيروز شدي،خلافت و جانشيني تو به عهده ي ديگران باشد؟ما احتياجي به اسلام تو نداريم.(الثقات،لابن حبان ،ج1، ص90) و(سيره ي ذيني دحلان،ج1،ص147)و(حياة محمد لمحمد حسنين هيكل،ص152).

2-    قبيله بِيْحَره، توانمند بود و در اطراف مکه بود و اگر اينها مسلمان مي‌شدند، شوکتي بر اسلام تازه به دوران رسيده، اضافه مي‌شد. اينها هم گفتند:اگر ما به تو ايمان بياوريم و از تو حمايت كنيم،جانشيني تو به ما مي رسد؟پيامبر اكرم فرمود:امر جانشيني به دست خداوند است.(سيره ي ابن هشام،ج2،ص289)و(تاريخ طبري،ج2،ص84)و(سيره ي ابن كثير،ج2،ص157)و(البداية و النهاية لابن كثير،ج3،ص171).

3-    آقاي حوذة بن علي در منطقه ي خودش هم ادعاي سلطنت داشت و هم شاعر ورزيده ي عرب بود.به پيامبر گفت:اگر من ايمان بياورم با اين موقعيت ممتازي كه ميان عرب دارم و اشعار حماسي مي سرايم،مي توانم انبوهي از جمعيت عرب را به طرف اسلام دعوت كنم،ولي به شرط اينكه بعد از تو،مسئوليتي داشته باشم.پيامبر فرمود:خير؛جانشيني من به عهده   خداوند است.

از منظر عقل هم اگر بحث كنيم،نتيجه اين مي شود كه جانشين پيامبر را بايد خدا انتخاب كند نه كس ديگر.چون تنها خداوند از ضمير و درون انسان ها آگاه است و مصالح مسلمانان را به طور كامل تشخيص مي دهد.و پيامبر هم كه علم غيب دارد و بر نهان ها آگاه هست به اذن خداوند و به خواسته ي اوست و پيامبر در اين مورد هيچ استقلالي از خود ندارد.و مفاسد اينكه اين امر مهم به دست مردم باشد بسيار زياد است.از جمله اينكه ممكن است گروهي دوستان و هواداران خود را برگرده ي حكومت بنشانند و جامعه را به فساد بكشند.همچنان كه اين طور شد.و ما در آينده انشاءالله آنها را ذكر مي كنيم.جانشين پيامبر بايد مثل پيامبر باشد تا بتواند جامعه را مثل خود پيغمبر به جلو ببرد.

پس تا اينجا ثابت شد كه جانشيني پيامبر و اولوالامر بودن كه خداوند اطاعت از او را واجب كرده(سوره ي مائده،آيه ي 55).،بايد به انتخاب خداوند باشد و پيامبر آن را به مردم ابلاغ كند.

انشاءالله در ادامه ي اين بحث مي خواهيم به اين موضوع بپردازيم كه آيا پيامبر(صلي الله عليه و آله)از طرف خداوند براي خود جانشيني انتخاب كرده است يا خير؟مقاله ي بعدي به زودي نمايش داده خواهد شد.

                                                                                                                                 والحمد الله رب العالمین.