بسم الله الرحمن الرحیم

                            توسل در گستره ی آیات و دلیل عقلی:

این مساله(توسل به اولیاءالله)در پیشگاه خدا برای حل مشکلات مادی و معنوی از مهمترین و جنجالی ترین مباحث میان وهابیان و سایر مسلمین جهان است.وهابیان تصریح می کنند توسل الی الله با اعمال صالح اشکالی ندارد،ولی توسل به اولیاءالله جایز نیست.آن را نوعی شرک می دانند،در حالی که سایر مسلمانان جهان توسل به اولیاءالله را به معنایی که شرح خواهیم داد،مجاز می شمرند.

پندار وهابیت این است که آیاتی از قرآن مانع از این توسل است و آن را شرک می شمارند،از جمله آیه ی شریفه  ما نعبدهم الا لیقربونا الی الله زلفی.(سوره ی زمر،آیه ی 3).که درباره ی معبودهایی مانند فرشتگان است و مشرکان جاهلیت می گفتند:اگرما آنها را پرستش می کنیم برای این است که ما را به خدا نزدیک کند.و قرآن این سخن آنها را شرک می شمارد.درآیه ی دیگرمی گوید:فلا تدعوا مع الله احدا.(سوره جن،آیه ی18).کسی را با خدا نخوانید.درآیه ی دیگری می فرماید:والذین یدعون من دونه لا یستجیبون لهم بشیء.(سوره ی رعد،آیه ی14).کسانی را که غیر از خدا می خوانند،هیچ مشکلی از آنها را حل نمی کند.

توهم و پندار وهابیان این است که این آیات نفی توسل به اولیاءالله می کند.علاوه براین بحث دیگری هم دارند.آنها می گویند به فرض که توسل به پیغمبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)در حال حیاتش طبق بعضی از روایات جایز باشد،در حال وفات و بعد از مرگ دلیلی بر جواز توسل به آن حضرت نداریم.این بود خلاصه ی ادعاهای آنها.اما متاسفانه به خاطر همین گونه سخنان بی مدرک،وهابیان بسیاری از مسلمانان را متهم به شرک و کفر کرده،خون آنها را مباح دانسته و اموالشان را نیز مباح شمرده اند.خون های زیادی به این بهانه ریخته شد و اموال زیادی نیز به غارت رفت.

نخست به سراغ توسل در لغت و در آیات و روایات می رویم:توسل در لغت به معنای انتخاب وسیله،و وسیله به معنای چیزی است که انسان را متقرب به دیگری کند.

لسان العرب که از کتب معروف لغت است،می گوید:و صل الی الله وسیلة اذا عمل عملا تقرب به الیه و الوسیلة ما یتقرب به الی الغیر؛توسل جستن به سوی خدا و انتخاب وسیله این است که عملی انجام دهد که او را به خدا نزدیک کند و وسیله به معنای چیزی است که انسان به کمک آن به چیز دیگری نزدیک می شود. در مصباح اللغة نیز آمده است:الوسیلة ما یتقرب به الی الشیء و الجمع الوسائل.وسیله چیزی است که انسان با آن به چیز دیگر یا شخص دیگر نزدیک می شود و جمع وسیله هم وسائل است.در کتاب مقاییس اللغة می خوانیم:الوسیلة الرغبة و الطلب؛وسیله به معنای رغبت و طلب است.

بنابراین وسیله هم به معنای تقرب جستن است وهم به معنای چیزی است که باعث تقرب به دیگری می شود و این یک مفهوم وسیع و گسترده ای دارد. به آیات قرآن مجید باز می گردیم.

در قرآن مجید واژه ی وسیله در دو آیه به کار رفته است.اول آیه ی35 سوره ی مائده است که می گوید:یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیلة و جاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون.مخاطب در این آیه همه ی افراد با ایمان هستند.در اینجا سه دستور داده است:اول دستور به تقوا،دوم دستور به انتخاب وسیله،وسیله ای که ما را به خدا نزدیک کند و سوم دستور به جهاد در راه خدا.نتیجه ی مجموع این صفات،همان چیزی است که درآخر آیه آمده است:لعلکم تفلحون.این باعث فلاح و رستگاری شماست.

دومین موردی که وسیله در قرآن آمده،آیه ی57 سوره ی اسراء است. برای فهم معنای آیه ی57 به آیه ی 56 برمیگردیم که می فرماید:قل ادعوا الذین زعمتم من دونه فلا یملکون کشف الضر عنکم و لا تحویلا.ای پیغمبربگو:کسانی را که غیر خدا می خوانید و معبود خود می دانید آنها را بخوانید،مشکلی را حل کنند آنها هیچ مشکلی را از شما نمی توانند حل کنند و هیچ تغییر و دگر گونی ایجاد کنند.

با توجه به جمله ی قل ادعوا الذین معلوم می شود منظور ازاین آیه بت ها و امثال آنها نیست،چون الذین برای ذوی العقول(صاحبان عقل)است،بلکه منظور فرشتگانی است که آنها می پرستیدند یا حضرت مسیح است که گروهی به عنوان معبود پرستش او می کردند.این آیه می گوید نه فرشتگان و نه حضرت مسیح نمی توانند مشکل شما را حل کرده و کشف ضر کنندمادامی که آنها را خدایان خود می دانید.

آیه ی بعد می گوید:اولئک الذین یدعون یبتغون الی ربهم الوسیلة؛یعنی خود اینها(حضرت مسیح و فرشتگان)کسانی هستند که به درگاه خدا می روند و با وسیله ای به او تقرب می جویند،وسیله ای که ایهم اقرب؛هروسیله ای که نزدیک تر باشد،و یرجون رحمته؛و امید به رحمت خدا دارند،و یخافون عذابه،از عذاب خداوند می ترسند؛چرا که ان عذاب ربک کان محذورا،عذاب پروردگارت چیزی است که از آن هرکسی وحشت دارد.

اشتباه بزرگ وهابیان این است که تصور می کنند مفهوم توسل به اولیاءالله این است که آنها را کاشف الضر بدانند یعنی برطرف کننده ی زیان ها و مشکلات.تصور می کنند آنها را مستقلا سرچشمه ی قضای حاجات و دفع کربات می دانند،در حالی که معنای توسل این نیست.آیاتی که وهابیان به آن توسل جستند آیاتی است که درباره ی عبادت است،در حالی که هیچ کس عبادت اولیاءالله می کند.

ما وقتي به پيغمبر(صلي الله عليه و آله و سلم)متوسل مي شويم،آيا عبادت پيغمبرمي كنيم؟آيا ما پيغمبر را مستقل در تاثير و كاشف الضرمي دانيم؟توسلي كه قرآن مجيد به آن دعوت كرده اين است كه به آن وسيله به خدا نزديك شويم.يعني اين ها در پيشگاه خدا شفاعت مي كنند،همين چيزي كه ما به آن شفاعت مي گوييم.

در سوره ي يوسف،آيه ي97 آمده است كه:يا ابانا استغفرلنا.كه دلالت دارد براينكه پسران حضرت يعقوب از او درخواست كردند كه پدر براي آنها استغفار بكند و حضرت يعقوب(عليه السلام)هم قبول كرد.سوف استغفر.در واقع وهابيت توسل را در زمان حيات آنان بدون اشكال مي دانند.ولي ما در اينجا اثبات مي كنيم كه همانطور كه در زمان حيات مادي آنان اين كار صحيح است،در بعد آن هم اشكالي ندارد.وهابيان مي گويند كه وقتي مثلاً شخص پيغمبر از دنيا رفت ديگر هيچ فايده اي براي ما ندارد و هيچ نفع و ضرري براي ما ندارد. برفرض اگر اين قول قبول باشد نبايد بخاطر توسل به آنها حكم به شرك و كفر شيعيان را بدهند.چون طلب كردن از يك فردي كه قادر به قضاي حوائج نيست،حداكثر يك كار عبث و بيهوده است،نه شرك؛مانند كسي كه به ديوار مي گويد مرا سير كن.چون درخواست كردن از ديوار كار بيهوده اي است چون كاري از دستش بر نمي آيد.در منابع متعدد اهل سنت آمده است كه توسل به پيغمبر حتي بعد از رحلتشان هم جايز است.مثلا در سنن بيهقي و مصنف ابن ابي شيبه كه روايتي را نقل مي كنند.اصاب الناس قحط في زمن عمر رضي الله عنه فجاء رجل الي قبرالنبي صلي الله عليه و(آله)سلم فقال:يا رسول الله استسق لامتك،فانهم قد هلكوا،فاتي الرجل في المنام،فقيل له:ائت عمرفاقرئه السلام،و اخبره انكم مسقون قل له:عليك الكيس،عليك الكيس،فاتي عمرفاخبره،فبكي عمرثم قال:يا رب لا آلو الا ما عجزت عنه.در زمان خلافت عمر قحطي آمد و مردي نزد قبر پيامبر آمد و گفت:يا رسول الله مردم از بي آبي به هلاكت مي رسند،از خداوند بخواه كه باران رحمتش را بر مردم ببارد. پيامبر به خواب آن شخص آمد و فرمود:برو نزد عمر و از قول من سلام برسان و بشارت بده كه باران رحمت بر آنها نازل خواهد شد.آن مرد نزد عمر آمد و خوابش را گفت و عمر هم گريه كرد و...(المصنف لابن ابي شيبة الكوفي،ج7،ص483- فتح الباري،لابن حجر،ج2،ص412)و در چندين كتاب ديگر.آقاي ابن حجر عسقلاني يكي از بزرگ ترين علماي اهل سنت در كتاب فتح الباري و آقاي ابن كثير دمشقي كه او هم يكي از استوانه هاي اهل سنت است در كتاب البداية و النهاية اين حديث را صحيح دانسته اند.

نمونه اي ديگر يكي از علماي بزرگ و طراز اول اهل سنت وشافعي مذهب به نام آقاي حصني دمشقي شافعي كه از علماي شاخص و برجسته ي منطقه ي شامات بوده است،در كتاب دفع الشبه عن الرسول گفته است:اينكه ابن تيميه گفته است: «من استغاث بميت أو غائب من البشر، بحيث يدعوه في الشدائد و الكربات و يطلب منه قضاء الحاجات ... فإن هذا ظالم ضال مشرك» هذا شئ تقشعر من الأبدان و لم نسمع أحدا فاه، بل و لا رمز إليه في زمن من الأزمان و لا بلد من البلدان، قبل زنديق حران - قاتله الله عز وجل و قد فعل - و جعل الزنديق الجاهل الجامد قصة عمر رضي الله عنه دعامة للتوصل بها إلى خبث طويته في الإزدراء بسيد الأولين و الآخرين و أكرم السابقين و اللاحقين و حط رتبته في حياته و أن جاهه و حرمته و رسالته و غير ذلك زال بموته و ذلك منه كفر بيقين و زندقة محققة.  ترجمه:كساني كه به مرده متوسل مي شوند و طلب حاجت مي كنند... ظالم و گمراه و مشرك هستند.با اين حرف بدن انسان مي لرزد كه توسل به انبياء را بعد از مرگ آنها،گمراهي بدانيم و تا به حال اين را از زبان كسي نشنيده ام و در هيچ زمان و مكاني كسي به صورت رمزي و كنايه اي هم به اين مطلب اشاره نكرده است،تا قبل از زنديق حراني-ابن تيميه-و اين جاهل وزنديق و خشك،قصه ي متوسل شدن عمر به عباس-عموي پيامبر-را وسيله اي قرار داده است براي نيت ناپاك خودش تا ميان مردم و انبياء فاصله بيندازد و مي خواهد بگويد كه بعد از مردن پيامبر،جاه و مقام و حرمت و رسالت او هم از بين رفت.اين عبارات او،يقينا كفر است و او حقيقتا زنديق است.(دفع الشبهه عن الرسول،للحصني الدمشقي،ص131).اين حرف هاي يك عالم شافعي مذهب است به كساني كه قائل به عدم جواز توسل هستند.

از عايشه نقل شده است كه گفت:خوارج بدترين خلائق هستند،آنها را بهترين از ميان خلائق كه نزديك ترين وسيله به خداوند است،خواهد كشت.كه مراد اميرالمومنين(عليه السلام)است كه با خوارج جنگيد و آنها را كشت.(شرح نهج البلاغه،ج2،ص267-اما اين روايت را دستان امانت دار اهل سنت حذف كردند-)و(المناقب ابن مغازلي شافعي،ص56،ح79).

 توسل حضرت آدم به اهل بيت(عليهم السلام):

از ابي هريره درباره ي قصه ي حضرت آدم نقل شده است: يا آدم هؤلاء صفوتي... فإذا كان لك لي حاجة فبهؤلاء توسل، فقال النبي: نحن سفينة النجاة من تعلق بها نجا ومن حاد عنها هلك، فمن كان له إلى الله حاجة فليسألنا أهل البيت . اي آدم ! اين‌ها ( اهل بيت ) برگزيدگان من هستند ... هر وقت حاجتي داشتي اينها را واسطه قرار بده . پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله وسلم) فرمودند : ما كشتي نجات هستيم ، هر كس سوار اين كشتي شد ، نجات خواهد يافت و هر كس سر پيچي كند ، هلاك مي‌شود ، هر كسي حاجتي به سوي خداوند دارد ، بايد ما اهل بيت را واسطه قرار دهد .(فرائد السمطين،ج1،ص36،ح1).

سيوطي كه يكي از برجسته ترين علماي اهل سنت است نقل مي كند كه حضرت آدم به درگاه خدا چنين استغاثه كرد: اللهمّ إنّي أسألك بحقّ محمد وآل محمد سبحانك لا إله إلا أنت، عملت سوءً، وظلمت نفسي فاغفر لي إنّك أنت الغفور الرحيم، فهؤلاء الكلمات التي تلقى آدم بار خدايا ! از تو درخواست مي‌كنم به حق محمد و آل محمد كه تو پاك و منزهي و غير از تو خدايي نيست ، من كاري بدي كردم و به خود ظلم نمودم ؛ پس مرا ببخش كه تو بخشنده و مهربان هستي ... . (الدرالمنثور،ج1،ص60).

دستور قرآني بر توسل به رسول اكرم(صلي الله عليه و آله):و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوك فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما.(سوره ي نساء،آيه ي 64).محمود سعيد ممدوح از علماي بزرگ اردن پس از نقل اقوال علماي اهل سنت مبني بر جواز توسل مي گويد:اين آيه كه به گناه كاران دستور داده است تا براي بخشش گناهان خود رسول اكرم(صلي الله عليه و آله)را واسطه و شفيع قرار دهند شامل دوران حيات پيامبر و در دوران پس از مرگ مي شود و اگر كسي بخواهد آن را محدود به دوران حيات حضرت قرار دهد اشتباه كرده است و به بي راهه رفته است.چون هرگاه فعلي بعد از حروف شرط قرار گرفت،معناي عموم را مي رساند و از بهترين حالات فهم كلي و عموم از يك عبارت است.همچنانكه در صفحه ي 22كتاب ارشاد الفحول به اين مطلب اشاره شده است.استاد علامه سيد عبدالله صديق غماري هم همين نظر را دارد.

علاوه براين ها اولا: قرآن شهداء را زنده معرفي مي كند و براي آنها حيات را قائل است.لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون. پس مي شود به شهداء توسل كرد.ثانيا:مگر مقام پيامبر(صلي الله عليه و آله)از شهداء پايين تر است؟يعني شهداء زنده اند،ولي پيامبر مرده است؟پس آن همه گنبد و بارگاه براي چيست؟ثالثا:ما قائليم كه همه ي امامان ما مظلومانه شهيد شدند و طبق اين آيه ي قرآن آنها نمرده اند،بلكه فقط جسمشان از دنيا رفته است.

خيلي احمقانه است اگر بگوييم كه اين آيه فقط براي تسلي دادن بازماندگان و تسليت گفتن به آنهاست.خدا كه با كسي تعارف ندارد و دروغ تحويل كسي نمي دهد.

بازهم تكرار مي كنم؛كسي اهل بيت پيغمبر(عليهم السلام)را نمي پرستد،و آنها را همتاي خدا نمي داند كه شما ادعاء كنيد شيعيان اهل بيت(عليهم السلام)را مي پرستند.و براي خدا شريك قائل شدند.ما فقط اهل بيت(عليهم السلام)را وسيله به درگاه خدا مي دانيم همانطور كه در دعاهاي وارده از خود آنها اين نكته را ميگوييم.در دعاي توسل كه شيعيان آن را مي خوانند به آنها خطاب مي كنيم و مي گوييم؛يا وجيها عندالله اشفع لنا عندالله.اي آبرو دار نزد خدا،در درگاه خدا براي ما شفاعت كن.

 

              والسلام علي من اتبع الهدي                                          والحمد الله رب العالمين.